قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

749

درة التاج ( فارسى )

اجسام سماوى يا آنج جارى مجرى ايشان باشد ، و آن اجسام آلت تخيّلات نفس باشد ، و به آن واسطه مشاهدهء خيرات ، و آلام حسّى كند ، - جه صور خيالى از حسّى كمتر نيست - بل « 1 » بسيار باشد كى زيادت شوذ از روى تأثير و صفا ، جنانك مشاهدهء آن مىكنند در منام ، و بسيار باشد كى آنج در خواب بينند شأن « 2 » او در باب خود اعظم باشد از محسوس . و باشد كى آن آخر الأمر ايشان را برساند بتجرّد كلّىّ ، و استعداد مر وصول را بغايت كمالات نفسىّ . و مستبعد نيست كى جند نفس را يك جرم « 3 » باشد - كى هر يك ازيشان در آن صور مشاهده كنند ، و ايشان را تحريك آن جرم « 4 » نبود تا متمانع شوند « 5 » باختلاف ارادات « 6 » . و دور نباشد كى اشقيا را جرمى « 7 » ديگر باشد - يا اجرامى كى بواسطهء آن تخيّل صور موذياتى كنند كى ايشان را توعّد به آن كرده باشند - و غير آن . و حكم ما بأين ، از طريق احتمال و تجويزست ، نه از طريق قطع و يقين . و از آن يكى تناسخ است در ابدانى - كى از جنس آن ابدان باشند كى نفس متعلّق ( ب ) آن بوذه باشد ، يا بدنى انسانىّ ، يا حيوانى ، يا نباتى ، يا معدنى . و هرگاه كى تكوّن اشخاص بدنى كى صلاحيّت تعلّق نفس به آن داشته باشد ازلىّ باشد ، و نفس انسانى قديم باشد تناسخ واجب باشد ، - جه محال است كى نفوس نامتناهى باشد - بسبب وجوب تناهى علل ، و تناهى حيثيّاتى - كى باعتبار آن وجود معلولات متكثّر مىشوذ ، و جون نفوس متناهى باشد و تكوّن اشخاص نامتناهى ، لابدّ باشد از تكرّر حصول نفوس در ابدان . و هرگاه كى يكى ازين دو امر حاصل نباشد در نفس امر تناسخ واجب نباشد ، اللّهمّ الّا از جهتى - يا جهاتى كى الى الآن ندانسته‌ايم آن را .

--> ( 1 ) - بلكه - م . ( 2 ) - شايق - اصل . ( 3 ) - حرم - م . ( 4 ) - حرم - م . ( 5 ) - با متمانع شوند - اصل - يا متمانع نشوند - م . ( 6 ) - ارادت - ط . ( 7 ) - جيزى - اصل .